www.yaghma-golrouee.com


دیـوار
ترانه / دکلمه : یغما گلرویی
موسیقی : بهروز پایگان



دیوارِ کوچه ی ما...
همیشه می خواستم تاریخِ معاصر اینِ سرزمین را در ترانه یی خلاصه کنم و به گمانم در ترانه ی ((دیوار)) تا حدی به این خواسته نزدیک شدم. ازبه وجود آمدنِ ترانه ی ((دیوار)) تا نوشتن و اجرا و ضبطِ موسیقیِ آن توسطِ دوست عزیزم بهروز پایگان غریب به یک سال طول کشید. از خیلی پیشتر معتقد بودم ـ و اینک باور دارم ـ که بهروز پایگان از محدود آهنگسازانی در روزگارِ ماست که می تواند تلفیقِ شعر و موسیقی را به چیره دستی انجام دهد. او که شناختی قوی از ترانه دارد به درستی توانست فضای شعر را در موسیقیِ خود معادل سازی کند و به آن بارِ احساسی ببخشد. به طوری که شنیدنِ موسیقیِ بدونِ کلامِ این قطعه هم می تواند آینه ی متنِ ترانه ی دیوار باشد. (به همین دلیل قطعه ی بدونِ کلامِ ((دیوار)) هم برای دانلود در سایت قرار داده شده.) این قطعه با ارکستر بزرگ اجرا شده و نوازنده گانِ زیادی درآن نواخته اند که به دلایلی نخواستند نامی از آن ها برده شود. برایِ کُر از دوستانِ دیگرم آرش افشار، بامداد افشار، بهار پرتوو هدامیرغفوری کمک گرفتیم. افکت گذاری و میکس و مسترینگِ کار را هم بهروز در استودیوی خصوصیِ خود انجام داد.
از آن جا که پایین آوردنِ کیفیت ـ برای دانلود راحت تر ـ باعث می شد بخشِ عظیمی از افکت ها و سازها کم رنگ شوند و اثرگذاریِ لازم را از دست بدهند، فقط نسخه ی با کیفیتِ آن را در سایت قرار دادیم که البته زمانِ بیشتری برای دانلود آن صرف خواهد شد.
در پایان به شخصه لازم می دانم از زحماتِ بهروز تشکر کنم و بلند بلند آرزو کنم همکاری هایی از این دست دوباره اتفاق بی افتند.

یغما گلرویی

متنِ ترانه :
دیـوار
دیوارِ کوچه‌ی‌ ما هم‌سن‌ُ سالمونه‌ !
اون‌ سرگذشت‌ِ نسل‌ِ خاکسترُ می‌دونه‌ !
ما آرزوهامون‌ُ رو آجراش‌ نوشتیم‌ !
گفتیم‌ که‌ تو جهنم‌ دنبال‌ِ یه‌ بهشتیم‌ !
تو بچه‌گی‌ نوشتیم‌ : یا مرگ‌ یا مصدق‌ !
نفت‌ُ ترانه‌ کردیم‌ ، ما بچه‌های‌ عاشق‌ !
تو فصل‌ِ نوجوونی‌ داس‌ُ چکش‌ کشیدیم‌ !
اعدامِ زنبقا ر ُ با داس‌ِ حیله‌ دیدیم‌ !
فصل‌ِ جوونی‌ِ ما دیوارِ خسته‌ی‌ سَرد ،
پیراهن‌ِ قشنگ‌ِ شب‌نامه‌ رُ به‌ تن‌ کرد !
از آسمون‌ صدای‌ بال‌ِ کبوتر اومد !
تقویم‌ِ خون‌ ورق‌ خورد ! گفتن‌ قُرُق‌ سَر اومد !
امّا نشد رهایی‌ شعری‌ بشه‌ رو دیوار !
ما جنگُ دوره کردیم تو بُهت‌ِ دودُ رگبار !
وقتی‌ شقیقه‌هامون‌ جوگندمی‌ شد آخر ،
تو آسیاب‌ِ صبرِ اون‌ جنگ‌ِ نابرابر !
دیوارِ کوچه‌ زخمی‌ از خنجرِ بلا بود !
شعرای‌ یادگاریش‌ با اشک‌ِ مادرا بود !
اون‌ زخما رُ پوشوندن‌ با رنگ‌ُ ننگ‌ُ انکار !
گفتن‌ : نوشتن‌ از عشق‌ ممنوعه‌ روی‌ دیوار !
ما پا به‌ پای‌ دیوار ویرون‌ شدیم‌ ، تکیدیم‌ !
حرفای‌ قلبمون‌ُ رو آجراش‌ ندیدیم‌ !
حالا دیگه‌ رو دیوار چیزی‌ نمونده‌ باقی‌ ،
جز آگهی‌ِ مرگ‌ِ هم‌کوچه‌های‌ یاغی‌ !
هم کوچه های یاغی !
هم کوچه های یاغی !
چیزی نمونده باقی !
چیزی نمونده باقی !
چیزی نمونده باقی ...



 

Copyright © 2006-2008 Yaghma Golrouee All Rights Reserved