شبِ پروازِ نامُمکن ! شبِ در پیله جانْدادن !
شبِ در خود فرو مُردن ! شبِ از اوج اُفتادن !
منُ تدفینِ پِی در پِی ، منُ این مَرگِ مادرزاد !
در این بُنبستِ آدمْکش ، ترانه از نفس اُفتاد !
صدای نابِ ممنوعه ! صدای شیرِ در زنجیر !
تو وُ این خوابِ بیبختک ، منُ کابوسِ دامنگیر !
تو از خورشید میخواندی ، ولی شب در کمینت بود !
سکوتِ پُر طنینِ تو ، غریوِ آخرینت بود !
دریغا ! سنگسارت را ، سکوتِ ما تماشا کرد !
فقط لَب میگزیدیمُ تو بودیُ شبِ وِلْگَرد !
غرورِ عشق ویران شُد ! شکوهِ واژهها پَژمُرد !
سکوتِ آخرین عاشق ، مَرا تا بیصدایی بُرد !
صدای نابِ ممنوعه ! صدای شیرِ در زنجیر !
تو وُ این خوابِ بیبختک ، منُ کابوسِ دامنگیر !
تو از خورشید میخواندی ، ولی شب در کمینت بود !
سکوتِ پُر طنینِ تو ، غریوِ آخرینت بود !