www.yaghma-golrouee.com

   دسته اصلی/ترجمه/به سلامتی برادرم هيچ کس!

جستجو

 
عنوان: فقط یه سروانتس

چاره یی نیس !
می باس قبولش کرد !
واسه اولین بار
واموندن از نوشتن خفتمُ گرفته !
بعدِ پنجاه سال تایپ کردن
حالا یه بهانه دارم:
مریضیِ طولانی ُ
هفتادساله گی که همین دورُ برا پرسه می زنه !
وقتی به هفتاد ساله گی نزدیک می شی ،
هر دقیقه ممکنه بی اُفتی...
ولی سروانتس بزرگترین کارشُ
تو هشتاد ساله گی نوشته !
آخه مگه چن تا سروانتس وجود داره ؟
راحت نوشتنِ مدام ، منُ لوس کرده وُ
حالا این منُ این مُخی که هیچی نداره واسه گفتن !
یبوست گاهی به مغز هم سرایت می کنه !
زود از کوره در می رم !
تو این هفته دوباره داد زدم سرِ زنمُ
یه لیوانُ شکستم !
کلافه امُ شاکی از خودم !
بایس کنار اومد با این خشکیدنِ مغز !

به درک !
خوشبختم که زنده‌ام!
خوش حالم که سرطان ندارم !
صدتا دلیل دارم واسه خوش حالی !
گاهی تا نیمه های شب
رو تختم به این فکر می کنم که چقدر خوشبختمُ
همین منُ بیدار نگه می داره !
همیشه از سرِ خودخواهی نوشتم
تا خودمُ کیفور کنم !
با نوشتن
شادتر زنده گی کردم !
حالا ولی قلمم خشکیده !
پیرمردایی رو می بینم که رو نیمکتى ایستگاه های اتوبوس نشستنُ
به خورشید خیره شدن بدونِ این که چیزی ببینن !
می دونم آدمای پیرِ دیگه یی
تو مریض خونه ها وُ آسایشگاه ها
رو تختشون نشستنُ واسه لگن غر غر می کنن !
مُردن مهم نیس ! برادر !
زنده گی داغونت می کنه !

نوشتن از جوونی چشمه ی من بوده !
نشمه ی من بوده !
عشقِ من بوده !
قماره من بوده !
خدا پاک منُ لوس کرده !
نگاه کن !
هنوز خوش بختم !
نوشتن درباره ی این که دیگه نمی تونی بنویسی ،
بهتر از هیچی ننوشتنه !

 
 

 

 

Copyright © 2006-2010 Yaghma Golrouee All Rights Reserved