www.yaghma-golrouee.com

   دسته اصلی/ترجمه/به سلامتی برادرم هيچ کس!

جستجو

 
عنوان: مقدمه

شاعرِ دقیقه های تپنده ی زنده گی

چارلز بوکوفسکی سالِ هزارُ نهصدُ بیست تو آندرناخِ آلمان به دنیا اومد! پدرش یه سربازِ آمریکاییُ مادرش آلمانی بود ! تو سه ساله گی به آمریکا اومدُ تو لس آنجلس بزرگ شد! اولین داستانشُ وقتی بیستُ چهار ساله بود چاپ کرد! تو زنده گیش بیشتر از چهلُ پنج تا کتاب شعر و رمان و داستانِ کوتاه منتشر کرد! بدل به یکی از تاثیرگذارترین نویسنده های آمریکا شدُ سالِ نودُ چهار تو سنِ هفتادُ چهار ساله گی از دنیا رفت! خودش تو مصاحبه یی گفته :
شعر نوشتنُ از سیُ پنج ساله گی شروع کردم ! بعد از این که از بیمارستانِ دولتیِ لس آنجلس بیرون اومدم! واسه ملاقاتِ کسی نرفته بودم اون جا فقط بلایی سرِ خودم آورده بودم که مجبور شده بودن بستریم کنن! چیزای زننده اما جالبی نوشتم که باعث شد مردم ازم متنفر بشن! بی خیالِ ماشینای پُلیس بودم! هیپیا رُ دس می نداختم ! بعدِ دومین شبِ شعرم تو ونیز پولُ قاپیدمُ تو ماشین پریدمُ سیاه مست با سرعتِ هشتاد کیلومتر تو پیاده روها راننده گی کردم! با این که پلیس ممنوع کرده بود راه به راه تو خونه م شب نشینی راه انداختم! یه پروفسور منُ دعوت کرد خونه شُ من بعدِ شام تمومِ قفسه ی چینیشُ شکستم ! تو همه ی این دوران می نوشتم! اون آدم من بودمُ نبودم! هیچ وقت آدمِ خشنی نبودم فقط بهش تظاهرمی کردم !
شعرامُ با ماشین تایپی می نویسم که ماشین تایپِ خودم صداش می زنم ! معمولا تا نصفه های شب همین طور که مشروب می خورمُ سیگار می کشمُ به موسیقیِ کلاسیکی که از رادیو پخش می شه گوش می کنم می نویسمشون ! فرداش دوباره شعرُ تایپ می کنمُ تغییرای کوچیکی توش می دم. مثلا یه سطرُ حذف می کنم یا دو سطرُ با هم یکی می کنم ! این جور کارا به شعر سرُ شکلِ بهتری می ده ! شعرا یه جایی بیرون از مُخِ من شکل می گیرن ! وقتی می شینم پُشتِ میزم اغلب اوقات نمی دونم چی می خوام بنویسم! موقعِ نوشتن شعر دچارِ دلهره وُ استرس نمی شم! شعر نوشتن برام سخت نیست... این زنده گی کردنه که سخته !
وقتی می رم خیابون ژست نمی گیرمُ یه دفترچه با خودم نمی برم! سعی می کنم فکر نکنم نویسنده امُ می تونم هر چیزی رُ بنویسم! من به نویسنده ها علاقه ندارم همین طور به بازاریابا ! وقتی قلمم می خشکه می رّم پیستِ ماشین رونیُ شرط بندی می کنمُ داد می زنمُ به زنم بدُ بیراه می گم !
تنهاییُ دوس دارم ولی به خاطرش دیگرونُ آزار نمی دم! واسه من کلمه یی که رو کاغذ میاد مهمه! اگه نتونم تو هر شرایطی بنویسم پس معلومه قوی نیستم! تو شعرام معلومه! وقتی نمی نویسم بیشتر محتاجِ تنهایی اّم تا وقتِ نوشتن! حتا گاهی تو وقتی شعر نوشتم که بچه ها تو اتاق دورم می دّویدنُ با تفنگاشون بهم شلیک می کردن! این جور لحظه ها بیشتر به نوشتنم کمک می کنه... ولی یه چیزی آزارم می ده! این که موقعِ کار صدای تلویزیون بلند باشه وُ از اون برنامه های کمیک مزخرف پخش کنه !
شعرِ بد معمولا وقتی نوشته می شه که یکی بشینه وُ بگه خوب حالا باید یه شعر بنویسمُ به گمونمش باید شعرُ این جوری نوشت! مثلا یه گربه رُ تو نظر بیارین! اون فکر نمی کنه که خُب حالا من یه گربه اُمُ باید ترتیبِ این پرنده رُ بدم! اون فقط این کارُ می کنه!
من از اون چیزایی که برام اتفاق اُفتاده می نویسم! من کشیشُ آخوندُ مرشدِ هیچ گروهی نیستم! اگه کسِ دیگه یی همچین خیالی داره وُ می خواد دنیای بهتری واسه ما بسازه قبولش می کنم! خیلی گروها حرفای منُ باور دارنُ بهم احترام می ذارن! مثِ انقلابیا وُ آنارشیستا! چون من واسه آدمای عادیِ خیابون می نویسم! من با تک تکِ آدمای دنیا برادرمُ باهاشون همدردی می کنم !
بوکوفسکی
تو شعراش از تمومِ خطای قرمز گذشته ! شاید هضمِ خیلی از شعراش برای ما اهالیِ جهانِ سومُ که از دمِ تولد بایدُ نبایدِ خطای قرمزُ با پوشتُ گوشتُ استخونمون تجربه کردیم سخت باشه ! وقتی تو یه چهارچوبِ بسته شعر خوندیُ نوشتی و مثلا برای گفتنِ عبارتی در حدِ بغلم کن تو شعرت، دستُ دلت لرزیده باشه که مجوز می گیره یا نه ، معلومه نمی تونی با شاعری طرف بشی که رو تمومِ قوانینِ اجتماعی شلنگ می ندازه ! من گمون دارم که تو ادبیاتِ ما تنها نصرت رحمانی تو بعضی از شعراش به سمتِ این بی پروایی رفت البته تا اون جا چه چارچوبا اجازه می داد! شاعری که از خودش قدیس بسازه یه کلاه برداره! اگه ما معتقدیم که شعر ـ و هر هنرِ دیگه یی ـ وقتی به اوج می رسه که به زنده گی نزدیک بشه، باید قبول کنیم که بوکوفسکی شاعره زنده گیه ! زنده گی با دقیقه های تپنده وُ التهابُ اوجُ فرودایی که توش هست! اون لحظاتی از زندة گی رُ که اغلبِ آدما سعی در پنهون کردنش دارن ، فریاد زده ! لحظه هایی‌که خیلی از ما هم تجربه شون کردیم اما جراتِ همه گانی کردنشونُ نداشتیمُ نداریم !
یغماگلرویی
7 / امردادِ / 1385

 
 

 

 

Copyright © 2006-2010 Yaghma Golrouee All Rights Reserved