« ناظم حکمت خیانت به وطن را ادامه میدهد . »
« حکمت گُفته ما مستعمرهی آمریکا هستیم . »
« ناظم حکمت خیانت به وطن را ادامه میدهد . »
این جملهها در یکی از روزنامههای آنکارا چاپ شُد ،
با حروفِ سیاه ،
باحروفِ دُرُشتِ جنجالی !
در کنارِ عکسی از دریاسالارِ آمریکایی ویلیامسن
که نیشَش در شستُ شش سانتیمتر ،
تا بناگوشْ گُشوده بود !
« آمریکا صَدُ بیست میلیون لیره به اقتصادِ ما کمَک کرده است . »
صَدُ بیست میلیون لیره !
« حکمت گُفته ما مستعمرهی آمریکا هستیم . »
« ناظم حکمت خیانت به وطن را ادامه میدهد . »
درست است ! من به این وطن خیانت کردهام
و شما وطن پَرَستُ میهنْدوستید !
من به وطن خیانت میکنَم ،
اگر وطن همان چیزیست
که در گاوصندوقها و دسته چِکهای شماست !
اگر وطن ،
سگ لرزِ زمستانُ تَب لَرزِ تابستان است !
اگر وطن مَکیدنِ خونِ ما در کارخانههاست !
اگر وطن زمینِ اربابهاست !
اگر وطن حکومتِ باطومُ چُماق است !
اگر وطن باجُ دهنْبَند است !
اگر وطن پایگاهِ آمریکایی ،
بُمبِ آمریکایی
و ناوگانِ آمریکاییست !
اگر وطن اسارت در سیاه چالِ پوسیدهی شماست ،
من به وطن خیانت میکنَم !
بنویسید !
در سه ستون ،
با حروفِ دُرُشتُ سیاهِ جنجالی :
ناظم حکمت خیانت به وطن را ادامه میدهد !