www.yaghma-golrouee.com

   دسته اصلی/ترجمه/آوازهای کولی در به در...

جستجو

 
عنوان: کولی‌ِ راهبه

سکوت‌ِ آهک‌ُ مورد!
گُل‌های‌ پنیرک‌،
در دشت‌های‌ سبز!
گُل‌های‌ بنفشه‌ می‌دوزد ـ راهبه‌ ـ
بر کتانی‌ کاه‌ْرنگ‌!
هفت‌ پرنده‌ی‌ منشور
به‌ چراغی‌ دودْرنگ‌ در پرواز!
کلیسا خُرناس‌ می‌کشد،
چون‌ خِرسی‌ خوابیده‌ به‌ پُشت‌!

چه‌ ظریف‌ُ چه‌ زیبا می‌دوزد!
امّا راهبه‌ را هوای‌ آن‌ بود
که‌ بَر کتان‌ِ روشن‌
گُل‌های‌ خیال‌ِ خویش‌ را سوزن‌ بزند!
چه‌ آفتاب‌ْگردانی‌،
چه‌ ماگنولیایی‌،
از پولک‌ُ رُبّان‌!
چه‌ زعفران‌ُ چه‌ مهتابی‌ بر مِنبَرِ مهراب‌!
در آش‌ْپزخانه‌ی‌ مُجاور، پنج‌ نارنج‌!
پنج‌ زخم‌ِ عیسا
دهان‌ باز می‌کنند در آلمریا!
دو سوار در چشمان‌ِ راهبه‌ می‌تازند!
حِسی‌ گُنگ‌ُ یاغی‌،
از جامه‌ عریانش‌ می‌کند!
نگران‌ چشم‌ دوخته‌ به‌ تپّه‌ها وُ اَبرها
وَ دلش‌
ـ که‌ خلاصه‌ی‌ شکر است‌ُ شاپسند ـ می‌شکند!

آه‌! در فراز چه‌ دشتی‌ست‌،
با بیست‌ خورشیدِ تواَمان‌!

امّا او هم‌ْچنان‌ سوزن‌ می‌زند گُل‌ها را،
آن‌ دَم‌ که‌ در نسیم‌
خورشیدُ پنجره‌های‌ مشبّک‌،
شطرنج‌ْبازی‌ می‌کنند!

 
 

 

 

Copyright © 2006-2010 Yaghma Golrouee All Rights Reserved