www.yaghma-golrouee.com

   دسته اصلی/ترجمه/آوازهای کولی در به در...

جستجو

 
عنوان: زیبا وُ باد

بازی‌ْکنان‌ با ماه‌ِ پوستی‌اَش‌ پیش‌ می‌آید!
زیبا!
از جاده‌ی‌ دوگانه‌ی‌ بلورها وُ
درختان‌ِ غار!

سکوت‌ِ ستاره‌ْمُرده‌
گریزان‌ از صدای‌ اوست‌!
دریا شب‌ِ پُر ماهی‌ِ خود را آغاز کرده‌ است‌!

گزمه‌گان‌ بر بُلندای‌ کوه‌ها در خوابند!
به‌ نگه‌ْبانی‌ِ باروهای‌ سفیدِ انگلیسی‌...
وَ کولیان‌ِ آب‌،
برای‌ سَرگَرمی‌،
سایه‌بانی‌ از صدف‌ُ سوزنک‌های‌ کاج‌ بَرمی‌افرازند!

بازی‌ْکنان‌ با ماه‌ِ پوستی‌اَش‌ پیش‌ می‌آید،
زیبا!
بادی‌ که‌ بِنَخُفته‌ هیچ‌گاه‌،
به‌ دیدن‌ِ او پیش‌ می‌آید!

کریستوف‌ِ قدّیس‌،
عریان‌ِ سَرشارِ لهجه‌های‌ آسمان‌،
دخترک‌ را می‌بیند
در نواختن‌ِ نِی‌ْلَبَکی‌ بعیدُ
دایره‌ی‌ ماه‌!

«ـ بگذار پیرهنت‌ را بالا بزنم‌!
دختر!
بگذار به‌ انگشتان‌ِ پیرم‌،
گُل‌ِ آبی‌ِ شکمت‌ را بگشایم‌!»

دخترک‌ دایره‌ از دست‌ می‌نهدُ
می‌گریزد!
بادِ نَر
به‌ تعقیب‌ِ اوست‌ با دُشنه‌یی‌ داغ‌!

دریا چین‌ می‌دهد به‌ آوایش‌!
زیتون‌ْبُنان‌ رنگ‌ می‌بازند!
حنجره‌های‌ سایه‌سازُ
سنج‌ِ صاف‌ِ برف‌ها می‌خوانند!

بدو! بدو! زیبا!
بگریز از دست‌ِ این‌ بادِ سبز پا!

ستاره‌گان‌ِ شیطانی‌
با زبان‌های‌ درخشانشان‌ می‌آیند!

زیبا، در هراس‌
به‌ خانه‌ی‌ آن‌ْسوی‌ کاج‌ها پناه‌ می‌بَرَد!
خانه‌ی‌ کنسول‌ِ انگلیس‌!

سه‌ گزمه‌ سَرمی‌رسند
پیچیده‌ در شولاهای‌ سیاه‌ُ کلاه‌ پایین‌ کشیده‌ تا اَبروان‌!

لیوانی‌ شیرِ وِلَرم‌ به‌ دخترک‌ می‌نوشانندُ
گیلاسی‌ جین‌!
که‌ آن‌ را نمی‌نوشد زیبا!

آن‌ هنگام‌ که‌ گریان‌،
سرگذشت‌ِ خویش‌ را باز می‌گوید به‌ آدمیان‌!
بَر بام‌های‌ سفالی‌،
بادِ ضلّه‌ به‌ هَم‌ می‌ساید دندان‌!

 
 

 

 

Copyright © 2006-2010 Yaghma Golrouee All Rights Reserved