|
دسته اصلی/ترجمه/زنده باد زن کچل ! |
جستجو |
|
| عنوان: |
اون وقت چی؟ |
شبا که میرم تو رختِخواب دراز میشم، چنتا اونوقت چی آروم آروم میان سراغمُ میرن تو گوشام! بعد ضرب میزننُ با همدیگه یه ترانهی قدیمیُ دَم میگیرن:
اگه درسامُ یاد نگیرم، اونوقت چی؟ اگه مریضشم، یا بمیرم، اونوقت چی؟
اگه استخرا بسته بشن، اونوقت چی؟ اگه سبز بشن موهای من، اونوقت چی؟
اگه یهو اشکم دربیاد، اونوقت چی؟ اگه هیچکسی من رُ نخواد، اونوقت چی؟
اگه صاعقه بِهِم بزنه، اونوقت چی؟ اگه بادبادکم بشکنه، اونوقت چی؟
اگه نمرههام خراب بشن، اونوقت چی؟ دستام از کتک کباب بشن، اونوقت چی؟
اگه دیگه من قد نکشم، اونوقت چی؟ اگه به اتوبوس نرسم، اونوقت چی؟
اگه یهو کلّهم آب بره، اونوقت چی؟ اگه خشتکم جِر بخوره، اونوقت چی؟
مامانُ بابا دعوا کنن، اونوقت چی؟ جنگِ جهانی به پا کنن، اونوقت چی؟
بعد کم کم همهشون آروم میگیرنُ ساکت میشن... امّا اگه کابوسِ اونوقتچیا دوباره شروع بشه، اونوقت چی؟
|
|
|
| |
|
|
|
|