|
دسته اصلی/ترجمه/زنده باد زن کچل ! |
جستجو |
|
| عنوان: |
بیا منُ بِبَر |
تو خیابونِ دوّمِ برادوی دیدمش! نشسته بود تو یه درگاهُ سرشُ تو دستاش گرفته بودُ دنیا رُ تماشا میکرد! پنداری داشت دعا میخوند! پاهاشُ با یه پاپیچِ کهنه پوشونده بودُ سعی میکرد از جاش بُلن شه! بعدش صداشُ شنیدم که میخوند: «ـ آهای! کری! آهای کری! منُ از اینجا میبَری؟ میخوام یه مایل برم جلو! کری! بیا! تنها نرو! یه مایل جلوتَر نمیدونم کجاس! دلم تو فکرِ رفتنِ به اونجاس! اگه به تو تکیه کنم میتونم! خودم رُ تا یه جایی بِکشونم! میخوام یه مایل برم جلو! کری! بیا! تنها نرو...»
|
|
|
| |
|
|
|
|