|
دسته اصلی/ترجمه/زنده باد زن کچل ! |
جستجو |
|
| عنوان: |
مادر! واسه توآواز میخونم... |
من تو جادّههای پُر غُبار آواز میخونم تو پیادهروهای کثیف، واسه در آوردنِ اشکِ مَردای بیرحمِ جنگل... تو راهآهن آواز خوندم، تو اُتاقایی با کاغذدیواریای آبیُ واسه کسایی که دوسِشون داشتم... ولی، مادر! حالا میخوام تنها واسه تو بخونم! بذار بِهِت بگم هیچوقت خاطرهی چیزای قشنگی که میگفتیُ کارای خوبی که میکردی یادم نرفته! حالا بزرگ شُدمُ این آوازُ واسه تو میخونم! شاید بگی دوس داری کنارت باشمُ تو زمستون کمکت کنم ولی خودت خوب میدونیُ با یه لبْخند اعتراف میکنی پسرت بَلَد نیس یه جا بند بشه! هنوز حرفایی واسه گفتن هست... مادر! من این آوازُ واسه تو میخونم
|
|
|
| |
|
|
|
|